صفحه اصلى
  زندگى نامه
  تاليفات
  دروس
  پيام ها
  مصاحبه ها
  سخنرانى ها
  ديدارها
  آلبوم تصاوير
  خاطرات
  سولات برگزيده
  پايگاه هاى مرتبط
  مناسبتها
  
  ارتباط با ما


مجموعه سؤال ها و جواب ها


سؤال : اولاً چرا بايد مرتد اعدام شود، و اين مساله چگونه با اصل آزادي انتخاب دين و لا اکراه في الدين سازگار است؟
سؤال : ثانيا در حديث داريم كه هر كس امام زمان خود را نشناسد و بميرد به مرگ جاهليت مرده است . منظور از شناسايي چه نوع شناسايي است؟ در صورت امکان به طور كامل توضيح دهيد ؟
سؤال : ثالثا آيا بهشت خاص مسلمانان است؟ اگر پاسخ مثبت است، تكليف ديگر مذاهب چيست؟ همچنين آيا فرقي ميان مذاهب اسلامي نيز هست؟ لطفا موضوع فوق را باتوجه به آايات قرآان تشريح فرماييد.

جواب : 1.شخص مرتد چنانچه ارتداد خود را اظهارنمايد محکوم به قتل است اما اگر صحيح اظهار ننمايد وبه کسي اعلام رجوع از دين ننمايد چنين حکمي را ندارد . مرتد در حقيقت با اظهار ارتداد خود اعلام جنگ با دين و خدا و رسول خدا نموده است و از اين جهت بايد او را به قتل رساند ما معتقديم دين اسلام بر اساس منطق و عقل و خرد است و امکان ندارد کسي عقل و فکر صحيح خود را ميزان قرار دهد و با اين وجود اسلام را انکار کند اسلام جامعترين و کاملترين اديان آسماني است اين دين متضمّن همه اديان آسماني گذشته و احکام جامعتر و کاملتري است. از طرفي آزادي اقتضا ندارد با چنين ديني که حديث بشر و سعادت بشر را به عهده دارد مقابله کرد. مرتد با مخالفت خود در ميان انسانها چه بسا موجب انحراف انسانهاي بي شمار مي‌گردد. از اين جهت هم بايد او را از بين برد و بالاخره مرتد مانند يک حيوان درنده‌اي است که بالاخره بايد راهي براي از بين بردن او انديشيده شود که هيچ راهي جز قتل نخواهد بود.
ضمناً اين نکته را نيز توجه کنيد نفس وجود اين حکم اين اثر و خاصيت را دارد که افراد بي جهت و با مجرد خواهش‌هاي نفساني و شهواني در مقابل اين دين آسماني نايستند.

2. مقصود اعتقاد به امامت و حجت بودن امام زمان است مقصود آن است که در هر زماني يک انسان کاملي که واسطه بين خدا و خلق است و حجت خدا است وجود دارد که انسان بايد به او معتقد باشد.
3. از آيات قرآن استفاده مي‌شود که بهشت مخصوص مسلمانان است و کفار نصيب و بهره‌اي از بهشت را ندارند مذاهب ديگر بستگي به لجاجت و تعهد و استضعاف پيران آنان دارد در اين موضوع به کتب مربوط به معاد مراجعه فرمائيد.


سؤال : فلسفه غسل را توضيح دهيد

جواب : ما نمي‌توانيم فلسفه اين امور را به صورت دقيق بيان نمائيم اما اجمالاً انساني که بر اوغسل واجب مي‌شود در درون اويک پليدي و آلودگي محقق مي‌شود که با غسل آن آلودگي از بين مي‌رود و نورانيت باطني ايجاد مي‌شود مي‌دانيد در غسل بايد قصد قربت نمود و فقط مجرد يک شستشوي ظاهري نيست و هر چه اين نيت قوي تر و محکم تر باشد نورانيت باطن بيشتر مي شود.


سؤال : علت نامگذاري ماه هاي حرام به اين نام چيست و چرا در اين ماه ها ديه دو برابر ميشود؟

جواب : در عرب جاهليت در اين ماهها جنگ و قتال حرام بوده است و در اين چهار ماه با يکديگر جنگ نمي‌کردند و علت اضافه شدن ديه آن است که اين ماه‌ها نيز در اسلام از عظمت خاصي برخوردار است لذا ديه در آن اضافه مي‌شود به مقدار يک سوم و نه دو برابر.


سؤال : با توجه به اين که حضرتعالي يک استاد گرانقدر حوزه علميه هستيد، ميخواستم بدانم كه انسان چگونه مي تواد به كمالات نهايي خود دست پيدا كند؟

جواب : دعا بفرماييد که ما هم به کمالات راه پيدا کنيم اما بزرگان فرموده‌اند:«ليس للانسان الا ما سعي» اين يک قانون و سنت الهي است که بدون سعي وتلاش مستمر نمي‌توان به کمالي رسيد در کنار اين امر بايد به ذات خداوند متوسل شد و خشيت از او را چراغ دائمي قرار داد بايد به ذوات مقدسه انبياء و اولياء طاهرين متوسل شد و از آنان استمداد جست و بالاخره غير از تلاش ، توفيق هم بايد مدد باشد .


سؤال : آيا استخاره با قرآن حجت است و اگر جواب استخاره بد بود، آيا مي‌توان از آن سر پيچي نمود؟

جواب : بر طبق برخي از روايات استخاره با قرآن نيز وارد شده اما اينکه حتماً انسان از آيه درست فهميده باشد اين معلوم نيست و سعي نماييد که در پيش افراد خبير و مطلع استخاره نمائيد و از آن تخلف ننمائيد مگر اينکه شرائط را تغيير دهيد.


سؤال : آيا ماشين لباسشو ئي هاي جديد که عمليات شستشو , آبکشي و خشک کردن را انجام مي دهند لباسهاي نجس راپاک مي کنند حال در صورتيکه لباس نجس به اين طريق پاک نشود آيا محفظه داخلي ماشين لباس شوئي نجس مي شود و نياز به آبکشي دارد؟

جواب : چنانچه به شير آب متصل باشد و لااقل يک بار به صورت کامل همه لباسها را فرا گيرد پاک مي شود.


سؤال : اغلب اوقات بعداز ادرار چند قطره مني از من خارج ميشود آياهر بار بايد غسل كنم مخصوصا براي نماز و روزه؟

جواب :اگر يقين داريد که مني از بدن شما خارج شده است بايد براي نماز غسل کنيد و همين طور اگر بخواهيد روزه قضا ماه رمضان يا ماه رمضان را بگيريد بايد قبل از اذان صبح غسل کنيد واگر به هر علتي نتوانيد غسل کنيد، تيمم بدل از غسل نمائيد.


سؤال : ايا نمازهاي قضا شده را بايد به صورت يك روز كامل خواند يا 2 ركعت 2 ركعت هم كه بخوانيم ادا مي شود.

جواب : چنانچه بتوانيد به صورت ترتيبي که قضا شده انجام دهيد اولويت دارد و صورت دوم را نيز مي‌توانيد انجام دهيد.


سؤال : خواهشمند است عنايت فرماييد که به فرض تحقق انسان شبيه سازي شده داراي روح هست يا خير ؟

جواب :ظاهر کساني که چنين ادعائي دارند، انسان شبيه سازي شده مانند سائر انسانها است در همه خصوصيات و روح هم دارد.


سؤال : اگر فرد حيز شده باشد بعداً خواب ببیند کدام غسل را باید اول انجام دهد ؟

جواب : مي‌تواند يک غسل به نيت هر دو انجام دهد و اگر بخواهد دو غسل انجام دهد فرقي نمي کند که کدام را اول انجام دهد.


سؤال : ما در بانك مسكن مقداري پول گذاشتيم و وام خريد خانه به ما تعلق گرفته ولي نمي توانيم خانه بخريم آيا مي توانيم اين وام را به كس ديگري با قيمت رايج الان بفروشيم و يا سودي كه بانك ميدهد حلال است يا نه

جواب :از نظر شرعي مي توانيد حق وام خود را در اختيار ديگري قراردهيد و در مقابل آن پولي را دريافت کنيد.


سؤال : آيا نسخه کتاب بصائر الدراجات که در دست علّامه مجلسي بوده، و از آن در بحار الانوار استفاده کرده است، معتبر بود؟ با توجّه به مجهول بودن احمد بن محمّد بن يحيي العطّار،آيا طريق به کتاب بصائر الدراجات صحيح الاسناد هست؟

جواب :کتاب شريف بصائر الدرجات الکبري که در فضائل آل محمد صلي الله عليه و آله و سلم نوشته شده است و مؤلّف آن ثقه جليل القدر و محدث بزرگ، شيخ القميين محمد بن حسن بن فروخ الصفار از اصحاب امام عسکري عليه السلام است، از کتب مورد اعتماد بزرگان و فحول رجال است و مورد اعتماد مرحوم کليني و ديگران بوده است. شيخ و نجاشي  جميع کتب محمد بن حسن بن فرّوخ را به واسطه محمد بن الحسن بن الوليد نقل نموده اند مگر کتاب بصائر الدّرجات را که  به واسطه احمد بن محمد بن يحيي (العطار) نقل نموده اند که ايشان از مشايخ صدوق در مشيخه فقيه است و شيخ مفيد نيز از او روايت نقل مي کند وعلامه براو اعتماد نموده است و شهيد دوم و شيخ بهائي اورا توثيق نموده اند و در هر صورت ملاک آن است که احمد بن محمد بن يحيي العطار از بزرگان و مشايخ و معاريفي بوده است که لا اقل ذمّي  در مورد او نيامده و همين مقدار کافي است در اعتبار.  موفق باشيد.


سؤال : آيا به نظر شما ما مي توانيم مرجع مشخصي نداشته باشيم و در موارد مختلف فتاوي مراجع صاحب نظر را بررسي و نهايتا به يکي از آنها که به نظر منطقي تر است عمل کنيم. مثلا نظرات ليست 6 نفره علماي اعلام شده توسط حوزه قم را بررسي و در نهايت يکي را بپذيريم و عمل کنيم.؟

جواب :چنا نچه همه آنها از نظر علمي و سائر شرائط مساوي باشند مي‌توانيد انجام دهيد، اما اگر يکي را اعلم بدانيد لازم است از او تبعيت نمائيد.


سؤال : اينجانب متولد يكي از روستاهاي محروم استان اصفهان هستم ولي سالهاست در تهران ساكنم. سال گذشته حاجتي داشتم كه نيت كرده بودم اگر برآورده شد روز عاشورا يك گوسفند در همان روستاي محل تولدم و جلوي دسته هاي عزادار قرباني كنم. بحمدالله حاجتم روا شد. ولي متاسفانه به دلايلي نمي توانم به زادگاهم مراجعه و نذرم را در آنجا ادا كنم . آيا اگر معادل همان هزينه گوسفند را در روز عاشورا در تهران به اماكن خيريه كمك كنم مانعي ندارد و صحيح است؟

جواب : چنانچه مجرد نيّت  بوده و نذر شرعي منعقد نشده باشد مي‌توانيد به همين نحو که گفته ايد عمل کنيد يا اصلا هيچکاري انجام ندهيد اما اگر نذر شرعي يعني با صيغه عربي يا فارسي منعقد شده باشد بايد درهمان محلّ خود عمل نمائيد موفق باشيد.


سؤال : در قراردادهاي معروف به رهن و اجاره در پاسخ علما و فقها به اين سؤال كه ايا رهن كامل كه در بين برخي رايج است مشروع است ؟

با توجه به شبهه ربا در پاسخ حكم به عدم مشروعيت داده مي شود و توصيه مي نمايند قرض به شرط اجاره منعقد شود ؟

با توجه به اين که افراد چون قصد قرض دادن و گرفتن ندارند صرفا به طور صوري به اين عقد متوسل مي شوند

حال در فرضي كه مالك ملك قصد قرض گرفتن ندارد و مستاجر نيز قصد قرض دادن ندارد و ملك نيز به عنوان رهينه (در عقد رهن ) مطرح نيست بلكه به عنوان قرارداد اجاره يا صلح و مانند آن احد طرفين مالي را در اختيار ديگري بگذارد و ديگري ملك را در اختيار صاحب مال و قصد قرض و رهن در ميان نباشد بلكه اباحه تصرف منظور باشد با مدت معينه (مالک حق اباحه منفعت ملک را در قبال اباحه تصرف در مال طرف ديگر مثلا: \" اباحه تصرف منزل فرد الف در قبال اباحه تصرف مبلغ 5 ميليون تومان فرد ب \" آيا در چنين قراردادي منع شرعي وجود دارد؟

جواب :1 - در هر عقدي نسبت به عقد و يا خصوصيات و شرايطي که در عقد است بايد قصد باشد و بدون قصد صحيح و نافذ نيست

2 - توجه داريد که در اباحه تصرف لزوم و الزامي در کار نيست و در هر زماني که مبيح بخواهد مي تواند مانع از تصرف شود در حالي که در اجاره طرفين به دنبال آن هستند که تمليکي لزومي صورت بگيرد.

3 - اباحه تصرف در مورد اعياني که اصل عين باقي است و از منافع آن استفاده شود ، معني دارد و نسبت به پول مشکل است

4 - اباحه در مقابل تمليک به نحو قرضي اشکال دارد و مستلزم رباست بنابراين اگر مقصود آن باشد که مصالحه صورت گيرد که در مقابل استفاده مدت معيني از خانه ، ديگري هم بتواند در پول تصرف کند ظاهر آن است که صحيح و بلا اشکال است.


سؤال : 1.اگر در حال نماز خواندن از دماغ انسان خون بیاید, آیا باید نمازش را ادامه بدهد یا شکستن نماز واجب است؟

جواب : 1. چنان چه آب کشیدن بدن یا لباس ممکن باشدبه طوری که هیئت نماز به هم نخورد باید در بین نماز تطهیر کند و در غیر این صورت چنانچه بیشتر از یک دوریالی باشد و آب کشیدن موجب بر هم خوردن نماز باشد باید نماز رابشکند و بعد از شستن نماز رو دوباره از اول بخواند


سؤال : 2. اگر در ماه مبارک رمضان انسان در اول شب جنب شود و بعد بخوابد به نیت این که قبل از اذان بیدار شود و غسل کند, اما خواب بماند و بعد از اذان بیدار شود چه باید بکند؟

جواب : 2.اگر بداند که بیدار نمیشود نباید بدون غسل بخوابد و در این صورت اگر خوابید و تا قبل از اذان بیدار نشد روزه او باطل است و قضا و کفاره دارد. اما اگر احتمال می دهد که بیدار میشود لیکن بیدار نشد روزه او صحیح است.


سؤال : از شما مي‌خواهم که ذکر يا دعايي به من دهيد تا حاجتم روا شود.
جواب : بعد از نماز صبح دست خود را بر سينه بگذاريد و هفتاد مرتبه «يا فتّاح» بگوئيد و نيز اين دعا را بخوانيد: «لاحول و لاقوّة الاّ بالله، توکّلت علي الحيّ الذي لايموت و الحمد لله الذي لم يتّخذ ولداً و لم يکن له شريک في الملک و لم يکن له وليّ من الذّلّ و کبّره تکبيراً ».


سؤال : من از سال پيش تا به حال توانسته‌ام مبلغ 700000  تومان پس انداز کنم و چيز ديگري در اين دنيا به غير از اين پس‌انداز ندارم؛ ازدواج هم نکرده‌ام؛ آيا بايد خمس بدهم؟ اگر تصميم گرفتم که اين پول را خرج خريد جهيزيه و طلا کنم، چطور؟
جواب : چنانچه براي ازدواج و يا تهيه جهيزيه باشد، خمس ندارد.


سؤال : در تعارض نص با مصلحت کدام مقدم است؟  در اين خصوص نظرتان در مورد بازخواني نص چيست؟ آيا خود مصلحت يکي از مرجحات باب تعارض هست يا نه؟
جواب : در ابتدا به نظر مي‌رسد اين تعبير يک تعبير صناعي نيست و معناي محصلي براي تعارض نص و مصلحت ملاحظه نمي‌شود؛ زيرا، در اصطلاح تعارض، تکاذب دو دليل در عالم جعل است که اين ملاک در مانحن فيه ديده نمي‌شود. آري، اگر مصلحت متقوم به رعايت يک امر الزامي وجوبي يا تحريمي باشد، اين بحث مطرح مي‌شود که چنانچه رعايت نص و رعايت مصلحتي که مبتني بر دليل الزامي است، ممکن نباشد؛ مسئله در باب تزاحم داخل مي‌شود و بايد رعايت الاهم فالاهم را نمود.

آري، بازخواني نص و اينکه آيا عموميت و اطلاق دارد يا خير؟ و آيا نسبت به مخالفت يا مصلحت چگونه است، امري است لازم.

در هر حال، اين بحث در اين جوابيه مجالي ندارد و بايد به صورت مستوفي بحث شود. موفق باشيد انشاء الله.


سؤال : نظر شما در خصوص نماز خواندن برخي از افراد يا عرفا بطوريکه مرقد ائمه (ع) را قبله قرار مي‌دهند چيست؟ آيا اين کار شرک نيست؟
جواب : قبله همه مسلمين و علما و عرفاي واقعي کعبه مقدسه است و نماز به غير آن طرف باطل بوده؛ و چنانچه به قصد جدي نماز باشد، تشريع و حرام است.


سؤال : باعرض تسليت ارتحال پدر گراميتان، لطفا دليل عقلي بعثت پيامبران را براي من بنويسيد؟
جواب : ضمن تشکر از جنابعالي و مسئلت توفيق بيشتر براي شما از خداوند؛ دليل عقلي لزوم بعثت پيامبران قاعده لطف است. محتواي اين قاعده آن است که لطف بر خداوند واجب و لازم است و عقلاً خداوند نمي‌تواند انسان را نسبت به هدايت و سعادت راهنمائي ننمايد؛ بايد دين و شريعتي را توسط رسولي ارسال نمايد. همين دليل عقلي نيز در امامت جريان دارد. تفصيل اين مطلب در کتب اعتقادي ذکر شده است. موفق باشيد.


سؤال : با سلام و عرض تسليت به مناسبت ارتحال حضرت آيت الله العظمي فاضل لنکراني و آرزوي صحت و سلامتي و توفيقات روز افزون براي جنابعالي، اگر امکان دارد بفرماييد:

سؤال : 1ـ آيا موقع انجام غسل بايد دست را هم بر بدن بکشيم؟

سؤال : 2ـ عمل به حکمي که برخي از مراجع آن را جايز مي‌دانند و برخي ديگر آن را حرام مي‌دانند مثل کف زدن در مجالس حسيني به چه صورتي است؟

سؤال : 3ـ آيا انسان مي‌تواند در طبقه دوم مسجد الحرام طواف کند؟
جواب : ضمن تشکر و آرزوي توفيق بيشتر و اجر عظيم از خداوند متعال

1ـ خير؛ لازم نيست؛ بلکه لازم است آب به بدن برسد.

2ـ بايد طبق نظر مرجع تقليد خود عمل نمائيد و چنانچه دو نفر داراي دو نظر مختلف باشند، اگر مساوي در علم باشند، مخيّريد.

3ـ مرحوم والد رضوان الله عليه طواف از طبقه دوم براي کساني که مي‌توانند در پايين بين بيت و مقام طواف کنند را جايز و صحيح نمي‌دانند؛ اما براي کساني که معذورند و بايد با تخت روان يا ويلچر يا طريق ديگر طواف کنند و مسئولين حرم عملاً نمي‌گذارند از طبقه اول طواف کنند، صحيح است و نيازي به گرفتن نائب ندارند. موفق باشيد


سؤال : راجع به اهل کتاب پرسيده بودم شما فرموديد: پاکند؛ آيا اين مطلب تمام جامعه اروپا را شامل مي‌شود؟
جواب : اگر کسي اقرار کند به اينکه اهل کتاب است و قرائن بر مشرک بودن او نباشد، پاک است؛ و مسائل تحريف شده چنانچه منجر به شرک او نشود، به پاک بودن او لطمه‌اي وارد نمي‌سازد.


سؤال : مي‌خواهم بدانم آيا در انجام غسل مي‌توان نيمي از غسل را ترتيبي و نيم ديگر را ارتماسي انجام داد؟ مثلاً آدم سر خود را داخل حوض آب فرو برده و طرف راست و چپ خود را به صورت ترتيبي آب بريزد؟ چون اينطوري ديگر مطمئن مي شود آب تمام پوست سرش را گرفته است.
جواب : صحيح است و اشکالي ندارد.


سؤال : سؤال : ديوار خانه ما نجس شده است، آيا بعد از برطرف کردن عين نجاست، اگر با آب کر آبکشي شود، يک بار کفايت مي‌کند و پاک مي‌شود؟

سؤال : 2ـ آيا مي‌شود از کتابهايي که اسما متبرکه يا آيه قرآن دارد براي بازيافت استفاده کرد؟
جواب : 1ـ در فرض سؤال پاک مي‌شود.

سؤال : 2ـ چنانچه ابتدا اسماء متبرکه را به وسيله‌اي مثل کاغذ خورکن از بين برده باشيد، اشکالي ندارد.


سؤال : ضمن عرض سلام و آرزوی موفقیت و سلامتی برای حضرتعالی؛ سؤال من این است که چرا در زمان غیبت اسم اصلی امام عصر(ع) را «م ح م د» می‌نویسند؟ دلیل این کار چیست؟
جواب : بعد از سلام و تحیت، در میان فقهاء اختلاف است که نام صریح آن حضرت را که همان نام مبارک پیامبر(ص) است می‌توان به قصد نام آن حضرت ذکر کرد یا خیر؟ و فقهاء و بزرگان بر چند گروه شده‌اند برخی قائل به حرمت به نحو مطلق هستند مانند شیخ صدوق و مرحوم مجلسی و محدث نوری و محقق داماد در کتاب شرعة التسمية که ادعای اجماع بر حرمة تسميه نموده است. و برخی قائل به جواز تسمیه می‌باشند مانند مرحوم شیخ حر عاملی صاحب کتاب وسائل الشیعه و مرحوم فیض کاشانی و شیخ بهائی در کتاب مفتاح الفلاح و نهی در روایت وارده را حمل بر کراهت کرده‌اند و گروه سوم قائل شده‌اند که در دوران تقیه اعم از آنکه تقیه بر نفس آن وجود مبارک یا بر خودمان باشد، نام بردن حرام است اما در غیر شرایط تقیه اشکالی ندارد و گروه چهارم قائل شده‌اند که حرمت تسمیه به دوران غیبت صغری اختصاص داشته است. بنابر این کسانی که قائل به حرمت نام بردن آن وجود مقدس می‌باشند در مقام اشاره از حروف جداگانه و مقطعه استفاده می‌کنند. و باید دانست که اختلاف فقهاء و علماء به جهت روایات متعدد و مختلفی است که وجود دارد که می‌توان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود. الف: روایاتی است که دلالت بر حرمت تسمیه به نحو مطلق و بدون هیچ قیدی دارد. امام هادی(ع) فرموده است: لايحلّ لکم ذکره باسمه و نيز امام صادق(ع) فرموده است: لايسمّيه باسمه الا کافر (اصول کافی ج 1 ص 333) ب: روایاتی است که دلالت دارد بر اینکه ذکر نام آن حضرت تا زمان ظهور ممنوع است . عبدالعظیم حسنی از امام هادی(ع) روایت می‌کند که آن حضرت فرمود: «لايحل ذکره باسمه حتی يخرج فيملأ الارض قسطاً و عدلاً کما ملئت ظلماً و جوراً ».

ج: روایاتی است که علت ممنوع بودن را خوف و تقیه ذکر نموده است در بحار الانوار ج 51 ص 31 روایتی را از ابوخالد کابلی که از یاران حضرت سجاد بوده است نقل می‌کند ‌که از امام باقر (ع) بعد از وفات حضرت سجاد خواست که نام حضرت مهدی عجل الله تعالی فرجه الشریف را ذکر کند و حضرت فرمود: تو از من چیزی را سؤال کردی که اگر بنی فاطمه او را بشناسند حرص ورزند که او را قطعه قطعه کنند. د: قسم چهارم روایاتی است که به اسم شریف آن حضرت تصریح شده صدوق از محمد بن ابراهیم کوفی نقل می‌کند که امام عسکری(ع) گوسفند سر بریده‌ای را برای برخی افراد فرستاد و فرمود این عقیقه پسرم محمد است. در میان این اقوال و احتمالات مسئله تقیه از جهاتی ضعیف و بعید به نظر می‌رسد. اولاً: روایاتی که دلالت بر حرمة تسمية به نحو مطلق دارد بسیار زیاد است و روایت دال بر تقیه کم و نادر است. ثانیاً: ملاک تقیه اختصاص به خصوص نام آن حضرت ندارد بلکه شامل لقب و کنیه و هر چیزی که دلالت برآن حضرت کند می‌شود، در حالیکه بحث در حرمت و عدم حرمت فقط مربوط به تسمیه است. ثالثاً: در برخی از روایات آمده است که کسی نام آن حضرت را ببرد کافر است در حالیکه عمل مخالف تقیه موجب کفر نمیشود مگر اینکه تشبیه به کفر را از باب مبالغه بگیریم که آنهم در مسائل فقهی و احکام شرعی بعید است. آری در برخی از روایات وارد شده است که ارتکاب گناهان کبیره‌ای که لذتی در آن نیست موجب کفر است مثل ترک نماز که در روایت است من ترک الصلوة متعمداً فقد کفر. چون موجب استخفاف به حق تعالی است و عدم اعتناء به دین است. رابعاً: تقیه در موردی معنی دارد که در حضور آن حضرت نام مبارک او برده شود و او معین شود و خوفی برای آن حضرت یا دیگران باشد در حالیکه مضمون روایات داله بر حرمت تسمیه آن است که این نام مبارک نباید ذکر شود چه در حضور آن حضرت باشد یا نباشد. خامساً: از زمان پیامبر(ص) نام مبارک آن حضرت بر همگان معلوم بوده است و آنچه که از آن نهی شده است اظهار و تصریح به آن است.

بنا بر این جهات پنج‌گانه و جهات دیگر علیّت تقیه برای این حکم بسیار ضعیف است و قابل توجه نیست. آنچه را که در این مختصر می‌توانیم بگوئیم آن است که حرمت نام بردن آن حضرت ممکن است از جهت تکریم و تعظیم بیشتر آن وجود مقدس باشد و یا از جهت شدت اهتمام به عناوین موثرتری مانند حجة یا قائم و یا صاحب‌الزمان باشد که نتیجه آن شود مردم در زمان طولانی غیبت کبری با این عناوین آشنا باشند و توجه به حقیقت این القاب داشته باشند و این امر در تحکیم اعتقادات آنان و بقاء ایمان آنان مؤثرتر است.و لذا در روایتی داود بن قاسم جعفری از امام هادی(ع) نقل می‌کند که حضرت فرمود: لايحل لکم ذکره باسمه ذکر آن وجود مبارک با نامش جایز نیست و سؤال شد چگونه ذکر کنیم فرمود قولوا الحجة من آل محمد صلوات الله عليه. بگوئید حجت از آل پیامبر. همانگونه که خداوند ادب را به مسلمانان درباره‌ی تسمیه‌ی رسول خدا(ص) تعلیم می‌دهد و می‌فرماید: لاتجعلوا دعاء الرسول بینکم کدعاء بعضکم بعضاً. سوره نور /63 آن‌گونه که یکدیگر را می‌خوانید پیامبر را بدون رعایت ادب نخوانید. وخود نیز عملاً او را با تعبیر یا ایّها الرسول و یا ایّها النبی در قرآن خطاب می‌کند. او خاتم الانبیاء و حضرت قائم خاتم الاوصیاء است.

باتوجه به این بیانی که ذکر شد مفاد روایاتی که دلالت بر این دارد کسی که اسم آن حضرت را ببرد کافر است روشن می‌شود یعنی در چنین شرائطی و با چنین القابی و با چنین عناوین مهمی که آن حضرت دارد ذکر نام آن حضرت بدون توجه به آن القاب انکار حجت بودن یا انکار قائم بودن و یا انکار صاحب الزمان بودن آن حضرت است که روشن است اینها موجب کفر است. این اجمالی است از تحقیق و در جای خودش باید به صورت مفصّل به آن پرداخت. موفق باشید.


سؤال : با سلام سؤال من این است که ازدواج فرزندان آدم و حوا چگونه بوده، آیا خواهر و برادر باهم ازدواج کرده‌اند یا ازدواج آنان به صورت دیگری بوده است؟
جواب : در مورد سؤال نمي توان يک نظر قطعي و روشني داد . برخي از مفسرين از آيه شريفه اول سوره نساء و بث منهما رجالا کثيرا و نساء استفاده نموده اند که نسل آمدم و نسل موجود بشر از آدم و حوا بوده است و ديگري در آن دخالتي نداشته والا بايد مي فرمود و بث منهما ومن غيرهما و نتيجه اين بيان آن است که ازدواج بعد از آدم و حوا بين برادران و خواهران بوده که بر حسب برخي روايات آدم داراي بيست پسر و بيست دختر بوده است و مساله تحريم ازدواج خواهر با برادر يک حکم تشريعي است و يک واقعيت اعتباري دارد و اشکالي عقلا ندارد که اين نوع ازدواج در يک زماني مباح بوده باشد و در زمان ديگر تحريم شده باشد مانند ساير احکام شرعي اعتباري و اگر کسي بگويد اين حکم يعني حرمت ازدواج برادر با خواهر علاوه بر اسلام در ساير شرايع بوده باز در جواب مي گويند اين امر به معناي دائمي و هميشگي بودن اين حکم و يا تکويني بودن اين امر نيست بلکه اين امري بوده است تشريعي و قابل تغيير و هيچ مانعي ندارد که در برخي از زمانها به جهت اضطرار و ضرورت مباح بوده باشد کما اين که در برخي از روايات داريم تمام اشياء محرمة در صورت اضطرار حرمت آن برداشته مي شود.

برخي ديگر بر حسب برخي از روايات وارده (بحار الانوار ج 11 ص 233) که دلالت دارد در تمام شرايع سابقه و کتب الهي حرمت ازدواج برادر با خواهر آمده است . قائل شده اند که محصول آدم و حواء هفتاد جفت پسر و دختر بوده است و زماني که قابيل هابيل را به قتل رساند و خداوند بعد از جزع و فزع نمودن حضرت آدم يک مذکر بدون اين که مونثي همراه او باشد به آدم عنايت کرد و اسم او را هبة الله ناميد و سپس از بهشت حوريه اي را به نام برکة فرستاد و به آدم امر فرمود که اين حوريه با شيث ازدواج کند و نيز حوريه ديگري را فرستاد و با فرزند ديگر آدم به نام يافث ازدواج نمود و به شيث پسر و به يافث دختري عنايت فرمود و اين پسر و دختر با يکديگر ازدواج نمودند و نسل نبيين و مرسلين از اين دو است . از ظاهر برخي روايات ديگر قول سوم استفاده مي شود و آن اين که خداوند به آدم در هر بطن و شکمي که حواء زايمان نمود يک جفت مذکر و مونت قرار داد که مذکر هر بطني با مونث بطن ديگر ازدواج نمود و در روايات آمده است که حرمت ازدواج برادر با خواهر هميشگي نبوده است و حوا با اين که از ضلع آدم آفريده شد اما خداوند براي آدم حلال فرمود . البته مرحوم مجلسي اين روايت را حمل بر تقيه نموده است .

در اين مساله احتمال ديگري نيز موجود است که از روايايت استفاده مي شود . و ظاهر آن است که قول اول اظهر ازبقيه اقوال و احتمالات است و مطابق با ظاهر قرآن کريم است. والله العالم


سؤال : با سلام سؤال من این است: اگر فرستنده با علم و آگاهی به خلاف بودن گذاشتن اسکناس در داخل پاکت‌های عادی ، مبادرت به چنین کار کند و نامه رسان هم دلیل خلاف بودن آن، اسکناس را برای خود بردارد و نامه را نرساند، ایا ضامن است و اگر جاهل به آن باشد چه حکمی دارد؟

جواب : آری ضامن است و حق ندارد بردارد و در صورت جاهل بودن نیز ضامن است و باید به صاحب آن رد نماید آری اینکه شخصی بر خلاف قانون عمل کرده به این معنی است که اگر چنین نامه‌های عادی تصادفاً گم شود و یا به مقصد نرسد دولت در مقابل آن ضامن نباشد و این غیر از آن است که نامه رسان خود بردارد. موفق باشید.


سؤال : با سلام اگر در اماکن عمومی دولتی مانند کلاس‌های درس، سالن‌های اجتماع، ترمینالها، سینماهای دولتی و فروشگاه‌های وابسته به دولت، سوانحی از قبیل آتش‌سوزی، فرو ریختن سقف، فرو ریختن زمین و ... رخ دهد و تعدادی تلف شوند، ضمان خسارت آن به عهده دولت است؟
جواب : بسمه تعالی خیر ضمان خسارت برعهده دولت نیست مگر اینکه در موردی احتمال عقلائی برای فرو ریختن سقف و امثال آن باشد و دولت نسبت به آن کوتاهی کند که در این صورت که عرفاً چنین خسارتی مستند به دولت خواهد بود و به طور کلی در ضمان، استناد عرفی لازم است . موفق باشید.


سؤال : با سلام درباره ماهیت دیه بفرمایید: الف ـ آیا جعل دیه از طرف شارع مقدس به عنوان مجازات بوده یا نوعی خسارت تلقی شده است؟ ب ـ آیا عمد، شبه عمد یا خطای محض بودن جنایت در پاسخ به سؤال فوق تأثیری دارد؟

جواب : بسمه تعالی ظاهراً دیه یک جریمه و عقوبتی است که شارع مقدس قرار داده است و ملاکی برای ارزش نیست و از این جهت اختلاف دیه زن و مرد به معنای اختلاف در ارزش آنان نیست و در این جهت بین انواع قتل فرقی وجود ندارد. موفق باشید.


سؤال : با سلام و آرزوی سلامتی و توفیق روز افزون برای شما؛ 1ـ تکلیف دانشجویان علوم پزشکی که رشته آنان اقتضا دارد کالبد شکافی کنند چیست؟ و حدود آن کدام است؟ 2ـ معمولا گفته می‌شود که اقتصاد اسلامی بهترین شیوه و برتر از دیگر مکاتب اقتصادی است؛ سؤال من این است که این برتری عملا چگونه ثابت می‌شود؟ و حکومت اسلامی چگونه بدون اخذ هیچ گونه مالیاتی اقتصاد سالم را تأمین می‌کند؟ لطفاً مفصل شرح دهید. 3ـ اگر نمازگزار درهنگامی که سر بر مهر می‌گذارد، قبل از آن که ذکر بگوید سرش را بردارد ، سجده حساب می‌شود؛ و ثانیاً: اگر در هنگام سجده پیشانی او خون آید و مهر خونی شود، تکلیفش چیست؟
جواب : باسلام و تحیت پاسخ این گونه سؤالها احتیاج به بحثهای مفصلی دارد و به ناچار متأسفیم از اینکه در این مجال به صورت اجمالی باید پاسخ دهیم. 1ـ کالبد شکافی بدن مرده مسلمان به خودی خود جایز نیست و احترام بدن مرد مسلمان مانند احترام زنده او است آری اگر ضرورتی در کار باشد به مقدار ضرورت اشکالی ندارد مثلاً چنانچه مرده کافر وجود نداشته باشد و تحقیقات لازم عملی متوقف بر کالبد شکافی مرده مسلمان باشد که در این صورت جایز است. 2ـ برتری اقتصاد اسلامی به جهت ضوابط بسیار محکمی است که در آن وجود دارد با نگاهی به عقود مختلف اسلامی از قبیل مضاربه، مشارکت، جعاله و نظیر آن که هر کدام خصوصیات و قیود مستقلی دارد و بر هر کدام آثار مختلفی مترتب می‌شود می‌توان به برتری اقتصاد اسلام بر سائر مکاتب اقتصادی پی برد. در کدام یکی از مکاتب این عقود متعدده با شرائط ویژه‌ای که در فقه اسلام برای آنها ذکر شده وجود دارد. علاوه مسئله حلیت مال و اینکه اسلام انسان را تشویق به بدست آوردن مال حلال نموده و آن را سخت‌تر از جهاد در راه خدا قرار داده و نیز مسئله حرمت ربا و یا مسئله قرض الحسنه که اگر به نحو صحیح انجام شود بسیاری از مشکلات جامعه را حل خواهد نمود و همینطور مسئله خمس و زکات و آثار بسیار مهم و مصارف معین و مشخص آن کاملاً برتری را دلالت دارد. البته به این نکته توجه دارید که در اقتصاد اسلام هدف توسعه سرمایه‌داری نیست گرچه تشویق به تولید و کار بسیار فراوان است اما در مطالب اقتصادی غربی، هدف توسعه سرمایه‌داری است به هر طریقی که ممکن باشد . 3ـ الف: آری یک سجده حساب می‌شود و اگر عمداً ذکر نگوید نماز او باطل است اما اگر سر را بی اختیار بردارد باید نگه دارد و مجدداً به مهر نگذارد اما اگر بی اختیار دوباره به جای سجده برسد باید ذکر را بگوید و رویهم رفته یک سجده حساب می‌شود. ب: پیشانی را به طرف پاک آن قرار دهد و اگر ممکن نباشد باید به یکی از دو طرف پیشانی سجده کند و مراتب دیگری هست که در رساله ذکر شده است . موفق باشید.


سؤال : آيا مقام و منزلت حضرت زهرا (س) از ائمه اطهار(ع) - البته از فرزندان - بالاتر است؟
جواب : فاطمه زهراء سلام الله عليها داراي مقامات و فضائل زيادي بوده اند . از جمله آنها محدثه بودن است که بعد از وفات رسول خدا صلی الله علیه و آله برحسب روايتي که از امام صادق عليه السلام وارد شده (کافي ج 1 ص 88) : به جهت اينکه از فراق پدر بزرگوار خويش بسيار ناراحت بودند، جبرئيل به او نازل مي شد و او را تسلّي مي‌داد و از احوال و مقام رسول خدا خبر مي‌داد و سرگذشت فرزندان آن حضرت را پس از او مي‌گفت و حضرت علي عليه السلام آنها را مي نوشت که از آن نوشته ها به مصحف فاطمه تعبير مي‌شود. بر حسب برخي از روايات ديگر، مصحف فاطمه منبع علوم ائمه طاهرين است و همه حوادثی که تا روز قيامت واقع مي شود در آن بيان شده است. و البته تعابير ديگري در روايات مربوط به اين مصحف وجود دارد . خلاصه اينکه اگر از اين جهت ملاحظه کنيم اين فضيلتي است که در مورد حضرت زهرا بوده و در ائمه معصومين نيست و شايد روايتي که از امام عسکري عليه السلام وارد شده - که حضرت فرمودند : ما حجت خداوند بر مردم هستيم و فاطمه حجت خدا بر ماست - به همين مصحف که منشأ علم ائمه است دلالت داشته باشد . آري آن حضرت گرچه قول و فعل و کلامش به عنوان حجت است اما منصب امامت را دارا نبودند و اين منصب مربوط به امير المؤمنين عليه السلام و اولاد دوازدهگانه آن حضرت است . مقام امامت، مقام وصايت و جانشيني پيامبر(ص) است که برحسب دستور خداوند تبارک و تعالي معين و مشخص شده است. البته از آيات قرآن به ضميمه روايات وارده استفاده مي شود که حضرت فاطمه با ائمه طاهرين عليهم السلام در همه مقامها مشترک است غير از همين منصب امامت و وصايت . بنابراين همه اينها از يک نور واحد هستند.


سؤال : ضمن عرض سلام و آرزوي سلامتي و طول عمر براي حضرت آيت الله محمدجواد فاضل لنکراني؛ سؤال من از حضرتعالي به عنوان يک معلم و استاد عالي قدر اين است که به نظر شما بهترين و مناسب ترين روش مطالعه براي درک و فهم مطالب و بخاطر سپردن آنها چيست؟ و در ضمن، اگر امكان دارد بنده را نصيحتي بفرماييد تا آن را چراغ راه و زندگي ام قرار دهم. با تشکر فراوان جواب :

بسمه تعالی ضمن سلام و تحیت و آرزوی توفیق برای جنابعالی و همه دوستداران علم و دانش قطعا می‌دانید روش مطالعه در علوم مختلف نیز مختلف و متعدد است وبه نظر می‌رسد در هر علمی باید روش دقیق مرتبط با آن را کشف و از آن استفاده نمود گرچه نمی‌توان منکر برخی از امور مشترک شد. در حین مطالعه لازم است ذهن از اشتغال به سائر مسائل که مرتبط با مورد مطالعه نیست خالی باشد، باید کاملا ذهن و فکر و قوای خود را متمرکز کنید گوئی هیچ کاری و هیچ وظیفه‌ای غیر از درک و فهمیدن مطلب مورد نظر را ندارید باید با عشق وعلاقه در این میدان وارد شوید باید بدانید در طول عمر دیگر موفق به تمرکز در مورد نظر نمی‌شوید باید برای مطالعه ارزش قائل شوید و نشانه آن این است که از مطالعه نمودن لذت ببرید و احساس خستگی و بیهودگی ننمائید.

دیگر موفق به تمرکز در مورد نظر نمی‌شوید باید برای مطالعه ارزش قائل شوید و نشانه آن این است که از مطالعه نمودن لذت ببرید و احساس خستگی و بیهودگی ننمائید. قبل از آنکه به دنبال سپردن مطالب به ذهن و حافظه باشید به دنبال فهمیدن و دقت در آن باشید باید مطالب بسیار سنگین و مهم علمی را در مقابل ذهن خود کوچک و ساده فرض کنید و ذهن خود تان را بسیار قوی تر از آن بدانید. لازم است نسبت به هر مطلبی فکر کنید و ذهن خود را فعال نمائید مطالب علمی را تجزیه و تفکیک کنید و مقدمات را از یکدیگر کاملا جدا کنید در ارتباط مقدمات با یکدیگر فکر کنید. چنانچه به آنچه ذکر شد موفق شوید سپردن مطلب و به حافظه منتقل نمودن بسیار آسان و زمان آن کوتاه میشود. در مطالب علمی به دنبال درک حقائق باشید نه به جمع مطالب و ذخیره کردن مطالب دیگران بدانیم در هر زمینه‌ای حقیقت ماورای خطوط و رسوم و مطالب ظاهری و باید به دنبال رسیدن به باطن از طریق ظاهر باشیم با طهارت که نورانی کننده ذهن و قلب است وارد شویم و از خداوند برای فهم اسرار علمی و حقایق دینی استمداد جوئیم . بنده خود را کمتر از آن می‌دانم که نصیحت کنم اما می‌دانید که در عالم هیچ اشتغالی بهتر و لذیذتر از علم و زیباتر از پرداختن به مسائل علمی نیست از خداوند که منبع بی نهایت علم است بخواهیم که چراغ علم را در قلوب همه ما روشن فرماید انشاءالله.


من راجع به يک مواد غذايي به نام ژلاتين سؤال دارم. ژلاتين اساسا از حيوان اخذ مي شود، فکر مي‌کنم ژلاتين براي مسلمان حلال نيست، اما مسلماناني که در غرب زندگي مي کنند همگي آن را مصرف مي کنند، چون در همه غذاها وجود دارد حتي ژلاتين در صابون هم وجود دارد. من تقاضا مي کنم نظر مبارک خود را دراين خصوص برايم ارسال کنيد.

اگر ژلاتين از استخوان حيوانات حلال گوشت گرفته شده باشد و از اجزاء گوشتي حيوانات ميته گرفته نشده باشد استفاده از آن اشکالي ندارد ولي اگر از استخوان سگ و خوک گرفته باشد يا از اجزاء گوشتي حيوانات ميته گرفته شده باشد، خوردن آن حرام است.


من در آذربايجان زندگي مي کنم مي‌خواستم بپرسم، مرغ، سوسيس و کالباسي که بنام،«حلال» در کشور ما به فروش مي رسد چه حکمي دارد؟

اگر اطمينان به دروغ بودن آن نداريد مي توانيد استفاده کنيد. به عبارت ديگر اگر فروشنده انساني است که ظاهرا موازين دين را رعايت مي کند مي توانيد به همين مقدار اکتفا کنيد اما اگر فروشنده مقيد به رعايت نباشد به صرف اينکه روي آن عنوان حلال نوشته، نمي توانيد اعتماد کنيد.


1- درجايي خواندن که اگر مسلماني بخواهد از کافري سود بگيرد جايز است. آيا ممکن است توضيح دهيد که چرامي تواند از کافر سود بگيرد و از غير کافر نمي تواند سود بگيرد؟
2- اگر سود گرفتن از کافر جايز است آيا سود دادن به کافرهم جايز است؟

1- ترديدي نيست که در اسلام بين مسلمان و کافر فرق هاي فراواني وجود دارد که يکي از آنها همين است و در توجيه آن ممکن است دو دليل را ذکر نمود:
الف: چون خود کفار پرداخت ربا را قبول دارند ما هم در اين امر آنها را الزام به همين نظريه مي کنيم، در فقه شيعه قاعده‌اي به نام قاعده الزام وجود دارد که ما هم مفصلا بحث نموده ايم و نوارهاي آن در همين سايت موجود است. برطبق اين قاعده اگر شخص سني و يا کافر معتقد به حکمي در مذهب خويش باشند که اگر مسلمان بخواهد اجرا کند به نفع مسلمان و به ضرر آنان است مي تواند آن حکم را اجرا کند.
ب: اصل حرمت ربا به ملاک و علت ظلم است و شايد بتوان گفت نسبت به کافر ظلم صدق نمي کند.
2- سود دادن به کافر چنانچه ضرورت در کار نباشد اشکال دارد.


جناب آقاي لنکراني سلام هاي ما را از آذربايجان بپذيريد.
سؤال ما در مورد تقريب مذاهب مي باشد. عالم محترم، وضع امروزي امّت اسلامي که يک امت واحد مي‌باشد خوشايند نيست وعوامل آن مختلف است و يکي از عوامل اصلي آن بزرگ جلوه دادن اختلاف مذاهب و تفرقه انگيزي مي باشد، خلاصه تر بگويم نبود وحدت علت اصلي آن است.
به نظر شما چه مانعي در راه تقريب مذاهب بايد از سر راه برداشته شود و چه مشکلاتي در راه ايجاد وحدت وجود دارد و راه حل آنها چه مي باشد؟

به شما و همه مسلمانان و شيعيان در آذربايجان درود و سلام مي فرستم و اميد وارم که اسلام ومکتب اهل‌ بيت عليهم السلام روز به روز در آن کشور قوي تر و زنده تر باشد.
مسئله اي را که اشاره نموديد مسئله بسيار مهم و درعين حال دقيق و ظريف است و بايد به ابعاد آن توجه داشت، ترديدي نيست که براي رسيدن به وحدت ميان مسلمانان در درجه اول بايد علماء مذاهب به ضرورت اين امر توجه کنند بايد از افتراها و نسبت هاي دروغين به يکديگر بپرهيزند، شيعيان و علماي بزرگ آنان صدها سال است که فرياد مي زنند قرآن تحريف نشده است اما برخي از علماء اهل سنت به استناد به قول يک نفر، تمام شيعيان را قائل به تحريف قرآن مي دانند و متأسفانه در اين سالهاي اخير کتابهاي فراواني در اين زمينه نوشته اند و به دنبال اثبات اين تهمت هستند. مهمترين اصل مشترک ميان شيعه و سني قرآن کريم است. ما معتقد هستيم قرآني که امروز در دست ما است همان قرآني است که در زمان پيامبر(ص) از طرف خداوند برايشان نازل شده است، بنابراين بايد علماي مذاهب نسبت به اين مطلب توجه بيشتري داشته باشند. اجازه ندهند مشترکات هم تبديل به موارد اختلاف شود.
نکته دوم آن است که نسبت به موارد اختلاف در عين اينکه هر کدام بايد با دليل و مستند نسبت به آن اعتقاد داشته باشند اما اجازه ندهند موارد اختلاف موجب مشاجره و نزاع و درگيري شود. ما معتقديم امروزه صهيونيزم تلاش وسيعي در بين علماي طرفين دارد که از موقعيت آنان و فتاوي آنان عليه يکديگر استفاده نمايد. شما ملاحظه مي کنيد که هراز چند گاهي عده اي از علماي عربستان سعودي فتوا به کفر شيعه مي‌دهند چرا و چگونه اينها صادر مي‌شود؟ چرا اين علماء در مقابل حزب الله لبنان هم همان موضع گيري را دارند که آمريکا و اسرائيل انتظار دارد؟ بالاخره بايد علما اصلاح و بيدار شوند .